هاشمی شاهرودی
در برزخی مانده بود که نتیجه آن بازداشت، شکنجه، اعتراف و اتهام های فله
ای متهمان وقایع اخیر از سوی نامسئولان بود. نقش ریاست قوه قضاییه را در
این روزها مرتضوی بازی کرد تا یک تنه ریشه اصلاحات را بزند و مدال افتخار
دریافت کند. با انتصاب صادق لاریجانی به سمت ریاست قوه قضاییه شاهرودی از
زیر بار مسئولیت درامد تا روی مبل های راحتی مجمع تشخیص مصلحت نظام چرت
بزند و مصلحت اندیشی کند. اما لاریجانی با امدن با تاخیرش پیام هایی را
ارسال کرد: روشن شدن تکلیف متهمان قضایی قبل از مسئولیت و اختیارات بیشتر
با حمایت هاشمی رفسنجانی. حضور هاشمی پس از غیبت های معنی دار در مراسم
مهم تنفیذ، تحلیف و نماز جمعه یک دلیل داشت: تایید این انتخاب و امید به
روند واقعی قضاوت با حمایت از لاریجانی . هاشمی امد تا بگوید این انتخاب
با نظر من و برای اصلاح وضعیت موجود و شاید محاکمه متهمان اصلی فجایع اخیر
صورت گرفت. حضور هاشمی و نگاه با طمانینه او به احمدی نژاد نشان از قوه
قضاییه ای دارد که می خواهد با اجرای عدالت احیا شود. توصیه پدر زن فقیه
لاریجانی به وی مبنی بر حفظ آخرت خود با عدم پذیرش این سمت شاید نشان از
قبول مسئولیت وی با قول آباد کردن آخرت خود و اجرای عدالت و احقاق حق
الناس باشد. توقف چند حکم اعدام از سوی رییس جدید قوه قضاییه در اولین
اقدام پس از انتصاب و تقاضای برگزاری جلسه بررسی تجاوز جنسی به بازداشتی
ها با حضور روسای سه قوه و دادستان کشور از سوی کروبی پس از نامه
افشاگرانه وی به هاشمی رفسنجانی و نه رییس وقت قوه قضاییه! نشان از تایید
این قاضی جدید دارد. گرچه یکی از انتقادها به انتصاب وی از سوی رهبری، عدم
صلاحیت لازم فقهی و علمی در احراز شرایط قضاوت است اما ان چه در این
روزگار نایاب و البته مورد نیاز است وجدان است نه مدرک تا در میان وجدان
های خفته و بعضا مرده ادم های مسئول وجدانی در آستانه ماه رحمت خدا بیدار
شود و به قول معروف دستی از پرده غیب برون آید و کاری بکند.