حکایت دروغین دیگری از “تحری حقیقت” در بهائیت که پیشنهاد می کنم دوستان همگی این را از دست ندهند !
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸
Posted by: فرید In: داستان
دختری را که در تصویر می بینید ، کتی کرکپاتریک نام دارد؛
کتی ۲۱ ساله به همراه نامزد ۲۳ ساله خود نیک برای جشن عروسی شان آماده می شوند.
این عکس تنها چند دقیقه قبل از مراسم عروسی این دو جوان ، در روز ۱۱ ژانویه ۲۰۰۵ گرفته شده است.
کتی مبتلا به سرطان است و بیماری [...]
شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸
Posted by: فرید In: داستان
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ..
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را [...]
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸
Posted by: فرید In: داستان
شبی، نوه پیرمرد سرخ پوستی از [...]
پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۸۸
Posted by: سلمان In: داستان
مسافر تاکسی اهسته روی شونه ی راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه … راننده جیغ زد و کنترل ماشین از دست داد…نزدیک بود بزنه به یه اتوبوس از جدول رفت بالا نزدیک بود که چپ کنه اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چند ثانیه هیچ [...]