برترین

بایگانی نوشته های نویسنده :

پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۸۸

راننده تاکسی

Posted by: سلمان In: داستان

مسافر تاکسی اهسته روی شونه ی راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه … راننده جیغ زد و کنترل ماشین از دست داد…نزدیک بود بزنه به یه اتوبوس از جدول رفت بالا نزدیک بود که چپ کنه اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چند ثانیه هیچ [...]